متن پیش رو آغازی است با موضوع ِ «معماری مدرنیستی لار». معماری کمتر شناخته شده و میراثی ناملموس، با کیفیتی قابل ذکر و مشخصههای واجد ارزش و شایسته تحلیل و بررسی. در این متن به چند دانه ارزشمند ِ شهری خواهیم پرداخت و روزنهای برای شناخت آنها خواهیم گشود.
از شهر لار در جنوب استان فارس به نامها و کالبدهای مهمی یاد میشود. لار، شهری به رنگ خاک، لار خطهی برکهها یا بناهایی مثل ِ بازار قیصریه با سابقهی تاریخی پیش از صفویه. لار، شهر زلزلهخیزی است و در نقشه زلزله نمای دنیا این شهر در خط کمربندی زمین لرزه و بعنوان منطقه زلزلهخیز نشان داده شده است.

در سال های ۱۲۵۳ و ۱۲۹۰ دو زلزله مخرب شهر را ویران کرده است و آخرین زلزله ویرانکننده مربوط به ۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ است. در ساعت ۳ و ۴۸ دقیقه بعدازظهر، شهر لار ۳۴ ثانیه میلرزد و در همان لحظات نخست ۴۰۰ تن قربانی زلزله میشوند.

فرماندار شهر دقایقی چند پس از وقوع این حادثه توانست عظمت فاجعه را درک کند و با چنین کلماتی واقعه را به استانداری فارس اطلاع بدهد:
«کمک … کمک … به داد ما برسید، پنج دقیقه قبل شهر لار در اثر زلزله نابود شد. میزان تلفات هنوز بر اثر گرد و خاک معلوم نیست، به داد ما برسید. دکتر … چادر … غذا … زود زود.»
مدیرعامل شیروخورشید سرخ بلافاصله با اطلاع از چگونگی این حادثه به حضور شاهنشاه و شاهدخت شمس پهلوی ریاست عالیه جمعیت شیروخورشید میرسد و گزارش حادثه را به آنها اعلام میکند، در همان ابتدا تمام شعب جمعیت شیروخورشید در جریان حادثه قرار میگیرند و به دستور شمس پهلوی تمام نیروها برای کمک به لار فرستاده میشوند.

خرابیهای زلزلهی آن سال، بستری برای مکانیابی و ساخت شهر نو را مهیا میکند. در حال حاضر این شهر را به نام «شهر جدید» میشناسند و باقت قدیم بعنوان «شهر قدیم» بین مردم رواج دارد. این دو نام به هر حال به نحوی در برابر هم قرار میگیرند و هویت دوگانه و بعضا متضادی را شکل میدهند. این دوپارگی از لحاظ اجتماعی پیامدهایی را در پی داشته است که از حوصله و اهداف این متن بیرون است.
در بدو احداث شهرجدید، بر طبق تصویب نامهای از طریق هیئت وزیران وقت، قسمتی از اراضی جنوبی شهر لار که توسط مهندسان شیروخورشید پیادهسازی شده بود برای زیرساختهایی همچون تاسیسات تولید برق، بانک، قرارگاههای فرماندهی و انتظامی، میدانهای شهری، بیمارستان و خانههایی موسوم به شیر و خورشید در نظر گرفته میشود.

پس از انتشار خبر زلزله لار، مهندسان نقشهبرداری ارتش، جمعیت شیروخورشید سرخ ایران و همچنین شرکت ملی نفت ایران برای کمک به مردم وارد عمل میشوند، بررسیها انجام و در یک مناقصه، ساخت شهر جدید شامل چهارصد دستگاه خانه ضدزلزله به شرکت فرانسوی آنتروپوز واگذار میگردد. جمعی به نمایندگی شرکت آنتروپوز از فرانسه برای مطالعات وارد لار میشوند و برای اجرای بهتر نقشه ساختمان شهر جدید لار، دستورات و اقدامات لازم را انجام میدهند.
در مرحله اول ساخت شهر، زیرساختها به چشم میخورند که در یک گرید شهری شطرنجی و بدون کوچه قرار گرفتهاند، مجموعه ای تقاطعهای عمود بر هم با اندازههای متنوع در دسترسیها و ارتباطات سواره طراحی شدهاند . دانههای مهم درون این بافت ِ گرید بعنوان میراث مدرنیستی ارزشمندی بین دو دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی محسوب میشوند.

این عناصر معماری بعنوان «معماری مدرنیستی» و نه «مدرن» قابل تفکیک و شناسایی هستند. این تفکیک ریشه در همان تمایز بین مدرنیزاسیون و مدرنیته دارد. در مدرنیته با یک نظام فکری روبرو هستیم و مدرنیزاسیون محصولات و نتایج این نظام فکری است. یک جامعه میتواند مدرنیزه شده باشد بدون آنکه تجربه مدرنیته را از سر گذرانده باشد، پیامدها و آسیبهای ناشی از این شکاف معرفتی را در بحرانهای فرهنگی و هویتی میتوان دریافت.
پیرو همین فقدان اندیشهی مدرن در جغرافیای فکری ما، اتفاقی که در معماری مدرنیستی لار افتاده است نوعی پیروی و دنبالهروی از مؤلفههای تجسمی و صورتبندیهای مدرنیستی معماری غرب است، به نظر میرسد طراحی شهر جدید بیشتر وامدار این وجه مدرنیزاسیون است تا تحلیل و بررسیهای مردمشناسانه و توجه به زیست مردم در بافت قدیم، به همین دلیل در زمان جا به جایی مقاومت ذهنی و اجتماعی برای انتقال به بافت تازه تاسیس وجود داشته است.
یکی از زیرساختهای مهم، بیمارستان کوروش یا امام سجاد کنونی است. در حال حاضر با تغییر کاربریهای چندباره به مرکز آموزش عالی تبدیل شده است. نشریه هنر و معماری منتشر شده در ۱۳۵۱ از این بنا یاد کرده است. در کنار این مجموعه درمانی، پانسیون پزشکان وجود دارد به منظور اقامتهای کوتاهمدت و موقت. این بناهای جنبی هم ارزش با کالبدهای اصلی هستند و از لحاظ معماری مهم و ارزشمند محسوب میشوند.

از فواید پرداختن به معماری مدرنیستی در مناطق بومی و خارج از مرکز، ظرفیتی است که ازاین طریق برای تحلیل و بررسی در اختیار ما قرار میگیرد، ما شاهد نمونههای اولیه کالبدی هستیم تا قدمهای بعدی بصورت یک چشمانداز و الگوی فرمی تبدیل شود. بطور مثال با بررسیهایی میتوان به شیوه و رفتار کالبدی سازندگان در واکنش به سانحه پی برد و به معیارها و پیشنهادهایی برای توسعه آتی شهر رسید.
این بناها از لحاظ سبکی در ادامه و متاثر از معماری مدرنیستی ترویجیافته در اروپا هستند، با توجه به اینکه در دهه ۴۰ شمسی مقارن با دهه ۱۹۶۰ میلادی است و ما شاهد تحولات عظیمی در خط فکری اروپا و آمریکا هستیم، کالبدهای اینچنینی زمینه را برای گفتگوهای معمارانه فراهم می کنند.
اهمیت دیگر مستند نگاری و شناخت این بناها، شیوهای اجرایی و فنی است. به هر حال یک اتفاق جغرافیایی یعنی زلزله، علت اصلی ساخت و سازهای شهر جدید است و این سازهها باید به گونهای باشند تا حادثه تکرار نشود، لذا راهکارهای اجرایی که برای پاسخ به این مسئله پیش رو بوده است بخشی از ریشههای شکلگیری شهر را روشن میسازد، از واضحترین راهکارها، سبکسازی سقف است. پاسخ به این مسئله از طریق سقفهای شیروانی و ورقهای موجودار سیمانی داده شده است. بکارگیری پروفیلهای فلزی با مقطع لوله و اتصالات غیرجوشی از دیگر راهکارهاست.

استراحتگاه موقت پزشکان یا پانسیون بیمارستان کوروش آنطور که در تصویر هوایی مشخص است (تصویر شماره ۸)، بصورت مجموعهای طراحی شده است و از همان منطق خانههای شرکتی در مناطق صنعتی ایران پیروی میکند، با این تفاوت اساسی که حداقل تراکم و سطح اشغال را در اینجا میبینیم و تعداد خانهها حداقلی است. از لحاظ قرارگیری به شکل خانههای روبرو و دوتایی در سایت پلان جانمایی شدهاند.


ورودیها، عمود به مسیرهای اصلی دسترسی هستند و به هر مجموعه چهارتایی یک حیاط مرکزی یا حیاط میانی اختصاص یافته است. این پاکت حجمی بصورت ردیفی و خطی تا دسترسی اصلی سواره ادامه دارد.

هر چند هسته ی شکل گیری شهر جدید از سمت شرق است اما مجموعه درمانی (بیمارستان کوروش) و پانسیون بعنوان لکههای شهری، اولویت زیربنایی و زیباییشناسی دارند و درخور تحلیل و بررسی هستند. این لکههای کالبدی-شهری نماینده تلاشها و دیدگاه های مسلط در آن زمان برای بقاء و ادامه زندگی پس از یک سانحهی دلخراشاند. شناخت و مراقبت از آن یک ضرورت معنادار است.
ترکیببندی و انتخاب متریالها یادآور تناسبات و ترکیببندی آثار تجسمی مدرن است و با شیوهای بدیع جدارهای مدرنیستی پدید آمده است. تصویر شماره ۱۱ خصوصیات این جریان معماری را میتوان در قالب دستهبندی زیر ارائه نمود:
- عدم تقارن، استفاده از احجام و ترکیب فرمها و اشکال متنوع در سیما و طراحی ساختمان
- عدم استفاده از روابط فضایی سنتی و ایجاد روابط فضایی جدید بر اساس تقسیم عملکردی فضاها بالاخص در طرح خانههای مسکونی
- استفاده از سیستم سازهای ترکیبی به صورت ترکیب دیوار باربر و سیستم قابی و طرههای معلق
- استفاده از سیمان نمایان و روکار در نماها و پلهها و مصالح بافتدار بصورت گسترده


این خصوصیات را در لکه مجاور پانسیون پزشکان یعنی بیمارستان کوروش نیز قابل مشاهده است.
بیمارستان لار، مشهور به بیمارستان کوروش و بنیانگذار آن مهندس مصطفی فاضلی و مهندس صداقت. گروه مهندسان شیروخورشید سرخ آنطور که گفته شد به دستور مدیرعامل جمعیت تشکیل میشود و کارها به دست مهندس جوان (۳۲ ساله) مصطفی فاضلی سپرده می شود، و در همکاری نزدیک مهندس صداقت تاثیر مستقیم بر پیشرفت کالبدی طرح بیمارستان لار داشته است.

به نقل از پژوهشکده تاریخ معاصر : در سال 1340 پس از زلزلهای که در شهرستان لار در استان فارس پیش آمد و خرابیهای بسیاری به جا گذاشت، مرحوم فاضلی در ساختن شهر جدید و ایجاد مراکز مختلف و بیمارستان این شهر مشارکت فعال داشت ( بهره برداری 1347 ).

بیمارستان کوروش یکی از مهمترین کالبدهای مدرنیستی لار با عملکرد درمانی در یک وضعیت حساس جغرافیایی و انسانی در آن تاریخ محسوب میشود و در موقعیت جنوبی بافت شطرنجی شهر جدید بنا شده است.

بیمارستان لار در نشریه هنر و معماری (بخش نشر بینالملل) در کنار بناهایی چون کتابخانهی کودک اصفهان از مسعود جهانآرا و کتابخانه مرکزی پارک شهرتهران بعنوان مصادیقی از «دهه رشد» A DACADE OF GROWTH ایران آورده شده است .

این دهه پیش از هر چیز نشاندهنده بافت اجتماعی و تاریخی شکلگیری کالبد بیمارستان لار نیز هست. جدا از اینکه علت پیدایش این بنا زلزله اردیبهشت ۱۳۳۹ است، اما با نگاهی اجمالی میتوان فهمید مؤلفههای معماری لحاظ شده در طرح بیمارستان لار، درامتداد خصوصیات این دوره تاریخی ایران است، در واقع یکی از پیامدهای سانحه زلزله فراهم آمدن زمینهای است تا رویکردهای دهه ۴۰ در جنوبیترین شهر استان فارس قابل رویت باشد.
«دهه رشد» اشاره به دورهای از تاریخ ایران است که دو آرزو در آن پررنگ است، آرزوی نخست توسعه هر چه سریعتر کشور از طریق ساختوسازهای گسترده و متعدد در مراکز شهری است، ایران در آغاز این دهه با جمعیتی بیش از ۲۳ میلیون نفر هنوز کشوری توسعه نیافته تلقی میشود. در سالهای پس از انقلاب سفید توسعه در ایران به طرز شگفتآوری سرعت میگیرد و کشور در حال تبدیل شدن به یک کانون صنعتی است. این سرعت توسعه تا جایی است که بعضاً الگوها و هویتهای سنتی و قدیمی مورد غفلت و نابودی قرار میگیرند. تهران دستخوش تحولات ریختشناسانه زیادی میشود، ساخت آپارتمانها و مراکز اداری در پایتخت با لحنی غربی رواج مییابد. رونق ساختوساز در شهرهای بزرگ، به حدی است که مصالح اولیه ساختمانی با کمبود مواجه شده است. اگر چه کارخانه فولاد ایران به تازگی راهاندازی شده است، اما بیشتر فولادهای ساختمانی همچنان وارداتی است.
اما شهرهای جدیدی نیز در حال ساخت هستند. قابلتوجهترین مورد، آریا شهر است، شهری که توسط برنامهریزان شوروی طراحی شده و در مجاورت کارخانه فولاد جدید، در خارج از اصفهان ساخته شده است. اما در کنار این جنبههای توسعهیافتگی برآمده از دل بافت اجتماعی، وجهی دیگر نیز قابل ردیابی است، وجهی معمارانه که در حال شکلگیری است. آرزوی یافتن لحنی تازه برای معماری در جامعه وجود دارد.
به نظر می رسد تهران دهه ۴۰، رنگ آجر قهوهای و کرم به خود گرفته است، همراه با رنگهای بژ سنگ تراورتن یا سنگ مرمر، کار با آجر در این دهه بیانی تازه به خود میگیرد. مجله هنر و معماری مینویسد: آینده طراحی معماری ایران در همین نقطه نهفته است. بیمارستان لار از لحاظ معماری در ادامه همین جریان معماری قرار دارد، در امتداد یک نقطه آغاز، برای سبک طراحی تازه ای که خود را در دهه ۴۰ آشکار می سازد.

بیمارستان لار بعنوان یک مصداق مهم واجد مؤلفهها و ویژگیهای زیر است:
موقعیت شهری بیمارستان عمود بر محور اصلی شهر و دو میدان واقع در این راستا است.

گسترش شرقی، غربی بنا یک پاکت حجمی مستطیلی در لایه های مختلف ایجاد کرده است. لایههای فضایی شامل دو ورودی مجزا برای کارکنان و عموم مردم و بخش اداری و بخش بستری که بصورت مجزا در پاکت فضایی بیمارستان جانمایی شدهاند.

سیرکولاسیون ورودی آنطور که در شکل ترسیم شده است از طریق رمپهای کناری برای ورود به موقع بیمار و همراهان در دو سمت شرقی-غربی قرار گرفتهاند.

سیرکولاسیون و جهتیابی در فضای عملکردی بیمارستان به طرق زیر در محدوده بنا حل شدهاند:
- ورود بیماران
- ورود عموم و بازدید کنندگان
- ورودی کارکنان و اداری
- محوطه سازی در دو جبهه
- فضاهای میانی
- عرصه ورودی
بیمارستان لار در یک بلوک کامل شهری قرار گرفته است که از جهات مختلف دسترسیپذیر است. از سمت غرب، محل قرارگیری پانسیونها و تردد پرستاران و کارکنان به بیمارستان، از سمت شرقی و جنوبی دسترسیهای سواره و ورودی اصلی جبهه شمال.

سه حوزهی عملکردی در سایت وجود دارد: عرصه ورودی – سواره و پیاده -، عرصه عملکردی-کالبدی که خود به عملکردهای کوچکتر تقسیم میشود و عرصه پوشش سبز، محوطهسازی و فضای سبز در جبهه جنوبی
بدلیل شیبدار بودن زمین برای حل مسئلهی ترازهای ارتفاعی به طور گسترده از پله و برای خودروهای اورژانس از رمپ استفاده شده است.

بنا در کدهای ارتفاعی زیرزمین و همکف سازماندهی شده است، سطح همکف در تراز ارتفاعی ۲ متری از سطح زمین قرار دارد و بوسیله یک عرصهی تشخصیافته به تراز اصلی بیمارستان متصل میشود.
ورودی شمالی که ورودی اصلی نیز محسوب می شود به یک «عرصه» مبدل شده است، با مجموعهای از عناصر معماری که در یک ترکیببندی شاخص در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. ترکیبی خلاق از خط، صفحه، حجم و رنگ. در نخستین مواجهه با بیمارستان لار به سرعت لحن معماری سنتی و تاریخی ایران را دریافت میکنید از این نظر اتمسفر بیمارستان بر خلاف بیمارستانهایی با این مقیاس در حال حاضر، یک اتمسفر تلطیفشده با حالوهوای فرهنگی است.

در جبهه ورودی و در سیمای نما، جشنوارهای از رنگ را میتوان مشاهده کرد. از آجرهای قرمز و قهوهای فام تا تایلهای سرامیکی و کوچک سبز آبی.
لوزیهای خوابیده در سرسرای ورودی و به شکل رواقها یادآور کاربندی و مقرنسکاریهای معماری ایرانی اسلامی هستند. هر چند این اشکال به شیوه و روشی مدرنیستی یعنی انتزاعی شده به کار رفتهاند.
رواقهای سراسری به شکل عناصر منسجم در جبهههای مختلف به صفحههایی با پوشش آجر و سیمان شسته ختم میشوند و از لحاظ تجسمی یک قاب بصری با شکوه شکل میگیرد و از نظر عملکردی نورهای شرقی-غربی را برای ورود به ساختمان کنترل میکنند.

موتیفهای تکرارشونده رواق در سراسر جداره ها امتداد مییابد و انسجام نما را حفظ میکنند.
مود بورد MOOD BOARD متریال های به کار رفته آنطور که گفته شد، جشنوارهای یکپارچه از رنگ و تکثر متریال است. آجرهای قرمز-قهوه ای در جدارهها، در کنار کاشیهای قهوهای تیره در طیف تنالیتهی رنگ آجرهای مجاور، ترکیب شده با سنگهای سفید تراورتن، و در نهایت رنگ سبز آبی بعنوان نگین و نقطه عطف مود بورد به زیباترین شکل ممکن در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. اساساً نمای جبههی اصلی یک سیمای معمارانهی بسیار شاخص است که به طرزی هوشمندانه در ادغام و ارتباط با فضای شهری است.

از لحاظ فنی و تکنولوزی ساخت، استفاده از دیوارهای سازهای بتنی و سقف دال مورد نظر بوده است. یک سازه ترکیبی از فولاد، بتن و مصالح بنایی مسلح که بر روی یک سکو و صفه قرار گرفته است. در ضخامت ستونهای رواق به دلایل زیباییشناسی اغراق شده است و سنگهای نما با پیچ اسکوپ شدهاند. بخشی از پوشش نهایی سیمان شسته با درزهایی متقاطع و طراحی شده است. درزها برای جلوگیری از ترک بر روی دیوارهها هستند که پس از گذشت ۶۰ سال اثری از فرسودگی روی سطح نهایی دیده نمیشود.

المانهای نوری بصورت آبجکتهای نورپردازی در محوطه، سقف رواقها و فضاهای داخلی قابل توجه هستند. مشخصاً طرح آنها متأثر از آرت و هنر نو میباشند.

در اولین مواجهه با سیمای بیمارستان لار، احساسی از ایرانی بودن و فرهنگ ایرانی دریافت میشود. این کیفیت معماری بسیار ارزشمند و خلاقانه کاملا هدفمند و از پیش فکر شده است، یکی از مهمترین الگوهای مفهمومی برای تکرار و الهام در بناهای بعدی شهر خواهد بود. یک نقشه راه معمارانه و طرز فکر MIND SET برای ساختهای امروز و فردا. این کیفیت نوآورانه و معمارانه را در بنای بانک ملی لار نیز قابل ردیابی است.

بانک ملی لار بعنوان یکی دیگر از لکههای شهر نوپا قابل بررسی و شناخت است. بانک ملی لار را میتوان به دلایل متعددی واجد اهمیت و ارزش دانست.
دلیل نخست آنکه، در سر فصل بناهای پساسانحه قرار میگیرند و از این نظر قابل بررسی است، بدین معنا که میتوان رابطه زلزله ی سال ۱۳۳۹ لار و ساختوسازهای بعد از آن را بررسی کرد. نکتهی بعدی ارزشهای معماری و شناخت منفرد بناست، شناخت بدون در نظر گرفتن زمینههای تاریخی و دورهای، به نحوی انتزاعی و جدا از زمینه. بر سیاق آنچه تاکنون گفته شد، بانک ملی لار در امتداد جریان معماری دهه ۴۰ در ایران قرار میگیرد و همسو با زیباییشناسی نوینی است که این بنا را از هر نظر شایسته بررسی و واجد ارزش میکند.
از لحاظ تاریخی ساخت و معماری بانکها در ایران توسط معماران تراز اولی انجام پذیرفته است و لحن این معماری، در امتداد همین نگاه قرار دارد. معمارانی همچون همریش، دوبرول، وارطان، فروغی و ظفربختیار. اینها نقش آغازین و تأسیسی در شکلگیری بانکها داشتهاند.

ساختمان بانک ملی توسط همریش hemmrich معمار آلمانی طراحی و در فاصله سالهای ۱۳۱۲-۱۳۱۵ هجری شمسی به عنوان نخستین ساختمان بانک ملی ایران احداث گردید.

در معماری آن دهه انگارههای نو هخامنشی همراه با سقف شیروانی و نقش فروهر و سنتوری قابل رویت است. نخستین بنای بانک ملی ایران با چنین نگاهی همسو بود و این روند با حضور معماران تازه و علاقهمند به ابداع یک سبک شخصی به مرور کنار گذاشته شد. این معماران با الهام از لوکوربوزیه، آدلف لوس و آگوست پره، معماری متفاوت از قبل را در دستور کار خود قرار دادند، و بیشترین تاثیر را بر جریان معماری مدرنیستی ایران داشتند. تاثیر فرانسوی بر معماری مدرنیستی ایران با آن دسته از معمارن فرانسوی آغاز شد که جذب برنامه نوسازی عصر رضا شاهی شدند، و از آن طریق سبک آرت دکوی فرانسوی را در نیمه دوم دهه ۱۳۱۰ به سبکی پر طرفدار بدل نمودند. دوبرول از زمره معماران فرانسوی و چهره مسلط معماری مدرنیستی ایران بود که سبک خاص معماری خود را دنبال کرد و به مرحله شکوفایی رساند.
مشهورترین ساختمان دوبرول، ساختمان بانک ملی شعبه ساری است و یکی از موفقترین ساختمانهای مدرنیستی در زمان خود محسوب میشود. طراحی شاخص معماری آرت دکو در داخل بنا و حجم پوشیده با سنگ سفید از ویژگیهای آن است این مورد را در بانک ملی لار نیز میتوان دید یعنی حضور تراورتن سفید در جبهههای اصلی نما. در مجموع شکل جعبه مانند ساختمان بانک ملی ساری یک طراحی ناب مدرنیستی را به نمایش می گذارد.

نسل جدید معماران مدرنیستی در دهه ۲۰ کوشیدند تا ارتباطی میان جهان جدید و جهان قدیم ایرانی برقرار کنند، بسیاری از پروژهها توسط این نسل طراحی شدند که خبر از تغییرات زیباییشناسی ایرانی می داد.
نهضت آرت دکو مقبولیت زیادی نزد ایشان داشت و دستاوردهایشان در عرصه معماری متاثر از همین سبک تاثیر فراوانی بر معماری نهاد و سرآغاز شکلگیری و تکوین مدرنیسم در ایران شد. این سبک، مواد و مصالح تجملی را با طراحیهای فاخر اما ساده و سرراست ترکیب میکرد و در ساختمان به کار میگرفت. در طراحی نمای بانک ملی لار به روشنی این ایده قابل دریافت است، ضخامت سنگهای آستانه و بالاسری در پنجرهها نشانی از این وضعیت دکوراتیو است.

این کیفیت سبکی معماری در سطوح خارجی از طریق نوعی انتقال لحن معماری از کلاسیسم بوزاری به معماری مدرنیستی در کارهای وارطان برای شعب بانک سپه نیز قابل ردیابی است.

محسن فروغی از دیگر معماران تأثیرگذار در چند پروژه برای بانک ملی ایران شرکت داشت. مهمترین اثر او طراحی بانک ملی شعبه بازار در سال ۱۳۲۰ است. سالن بانک نمونه نادری از یک فضای یادمانی عمومی از دوره اول معماری مدرنیستی در ایران است. شعبه مرکزی بانک ملی در شهر اصفهان که آن را نیز فروغی طراحی کرده است در مقایسه با بانک ملی شعبه بازار از پیچدگی کمتری برخوردار است.

سیستم بانکداری ایرانی عموما مشوق شعبه سازی در شهرهای بزرگ ایران بود، بانک ملی اصفهان نیز با فرمی ساده و بصورت L shape همراه با تزئینات اسلیمی و ارت دکو انجام شده است. حضور تزئینات اسلیمی در بانک ملی لار به شکل قاب کتیبههای کاشیکاری شده در جدارههای نمای اصلی قابل مشاهده است و تشابهی از لحاظ فرم پلان با بانک ملی اصفهان وجود دارد.

کیقباد ظفربختیار نیز بانک ملی شعبه مرکزی گرگان را طراحی کرده است و از اخص بناهای او به حساب میآید. بانک، سبک و حجم منحصربفردی دارد و تا دهه ۴۰ کاملاً متفاوت از همتایان خود بود.
با این تاریخ مختصر و پیشینه تاریخ معماری میتوان دریافت، معماری بانک ملی لار همچون دیگر بناهای مهم بانکها از یک روششناسی و زیباییشناسی مدرنیستی در سبک آرت دکو پیروی می کند. وجه آرتدکویی را در نما و طراحی سیمای FAÇADE بانک به روشنی قابل تشخیص است و وجه مدرنیستی در عملکرد پلان و سازماندهی پاکت فضایی مشاهده میشود.

ساختمان بانک لار از دو حجم عمود بر هم به صورت L shape همراه با محوطه ی مربع شکل تشکیل شده است. از لحاظ دسترسی، در سمت غربی شهر جدید و در ابتدای شبکهی گرید جانمایی شده است.

جبهه ورودی بانک همراه با نماسازی شاخص، موازی با مسیر دسترسی سواره (خیابان) به دو بخش تقسیم میشود، یکی شامل سرسرا و فیلتر ورودی بانک است و دوم اتاقهای اداری که در امتداد هم عمود بر سرسرا قرار گرفتهاند و بخش دیگری از نمای بیرونی را تشکیل میدهند متاسفانه تصویر دقیقی مربوط به آن سالها از فضای داخلی موجود نیست و تصویرِ حاضر مربوط به بعد از تخریب است.

جبههی اصلی ورودی بر خلاف نمای سیمانی پشت، با سنگ نماسازی شده است و بنا داری یک وضعیت ِ «پشت و رو» است. کشیدگی نمای اصلی از لحاظ تجسمی به ورودی بیرون زده تأکید دارد و در یک مفصلبندی معمارانه عرصه ورود به داخل بانک را تعریف میکند. پنجره های عمودی در یک نظام پنجرهبندی به شکل افقی در کشیدگی نما قرار گرفتهاند.

سقف شیروانی بدون اغراق و بیرونزدگی یا خیز غیرمعمول روی حجم نشسته است و همراه با نخلهای موجود در محوطهسازی خط آسمان بومی را تداعی میکند.

پالت و تنوع رنگی نمای اصلی با توجه به نمای سنگی قابل ذکر است. سنگ مشکی در ازاره و تراورتن سفید در ابعاد هماهنگ بر روی بدنه، سنگ مرمر صورتی و رگهدار در حد فواصل پنجرهها با لبههای ضخیم آستانه در زیر و بالای نظام پنجرهبندی خطی افقی و تجسمی را در نمای اصلی ایجاد کرده است که یادآور طرحهای محسن فروغی است.

در بیرونزدگی ورودی شاهد صفحههای عمودی کشیده شده همسو با ارتفاع ساختمان هستیم و دارای عملکردی شبیه رواق، در تراز پایینتر سنتوری و سرسرای ورودی مزین به گرانیت سبز قابل مشاهده است. با این توصیفات، تزئینات ساده و سرراست در جبهه ورودی به شکل غیرقابل انکاری از سبک آرت دکو پیروی میکنند، همانطور که در طراحی بانک ها از ۱۳۰۰ به بعد شاهد آن هستیم.

نمای پشتی بانک رو به محوطه سبز، یک نمای ساده سیمانی همراه با لبههای وارطانی است و تمام گشودگی ورود نور و پنجرهها را به شکل یک قاب سیمانی احاطه کرده است و چون نمای روبرو تأکید تجسمی به خط افقی دارد.

عدم استمرار طرح نما با توجه به تغییر نوع و کیفیت متریال، به نوعی نگاه غیر منسجم اشاره دارد و گویای شرایط ساخت در آن تاریخ بخصوص است. حصارهای فلزی سبز رنگ و دور تا دور مرز سایت پلان، محدودهی فضایی بانک را تعریف میکنند و در یک ترکیب چیدمانی ورودی اصلی بانک را سازماندهی میکنند. محدودهی بانک از طریق این مرز حداقلی با حصار فلزی با ارتفاع کم نسبت متفاوتی با منطقه پیاده و سواره ایجاد میکند، این شیوه برخورد با محدوده کیفیت فضایی منحصر بفردی را ایجاد کرده است که مشابه آن را تا نیم قرن بعد نزد طراحان بومی تکرار نشد.

پلههای گستردهشده و کشیده شده Extention روی زمین نیز اشارهی ضمنی به گسترش مرز و انعطافپذیری بین زونهای عملکردی دارند. این کیفیت را در پانسیون و بیمارستان لار نیز میتوان مشاهده کرد و در یک خوانش ساختاری بعنوان یکی از مهمترین دستاورد معماری آن سالها در لار تکرارپذیر و همچنان امروزی است.

