تلاقی سیاست و معماری در همان لحظه اول آشکار نیست، اما غیرقابل انکار است. سیاستها، مانیفیستها و حتی زیباییشناسی شخصی رهبران سیاسی بر شکلگیری محیط مصنوع تأثیرگذار است و نه تنها خط آسمان شهری را تغییر داده، بلکه نگرشهای فرهنگی را نیز نسبت به توسعه شهری، پایداری و فلسفه طراحی پیش میبرد. دونالد ترامپ، هم بهعنوان یک بازرگان و هم در قامت ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، اثری متمایز بر معماری و آینده شهرها به جای گذاشته و خواهد گذاشت. این نوشتار تأثیرات دولت ترامپ را از چهار منظر اصلی بررسی میکند: ساختمانها و معماری شخصی او، سیاستهای دولتی مد نظر وی که بر توسعه شهری تأثیر میگذارد، تأثیرات فرهنگی و ایدئولوژیکی گستردهتری که بر محیط مصنوع و آینده شهرها داشته، و امکان همکاری معمارستارگان جهانی و تولید جریان ویژه در دوره چهارساله آتی.
میراث معماری شخصی ترامپ
نام دونالد ترامپ قبل از ریاستجمهوری، مترادف با املاک لوکس و معماری باشکوه و مجلل بود. شرکتهای زیرمجموعه مدیریت ترامپ، توسعه آسمانخراشها، فضاهای فراغتی و زمینهای گلف را در دستور کار خود داشت که مظهر رفتار ویژه او در زیادهروی و خودنمایی بودند. ساختمانهای برند ترامپ، مانند برج ترامپ در شهر نیویورک، بهخاطر نماهای شیشهای بازتابنده، نمای داخلی با سنگ مرمر و روکشهای طلاکاریشده (آنچه در دوران آرتدکو شاهد بودیم) قابل توجه هستند – نوعی از زیباییشناسی که منتقدان اغلب آن را ارعابکننده اما به صورت انکارناپذیری متمایز توصیف میکنند. این پروژهها تأثیر خود را در چشمانداز معماری شهرهایی مانند نیویورک، شیکاگو و لاسوگاس برای همیشه به جای گذاشتهاند.
اولویتهای معماری ترامپ نشاندهنده روند گستردهتری در کالاییسازی املاک و مستغلات است. تأکید او بر برند تجاری و نوآوری طراحی، مسلماً به اولویتبندی قابلیت معامله و تماشاییتر شدن در معماری معاصر کمک کرد. آسمانخراشهایی که نام او را یدک میکشند، بهجای نگرشهایی پیشگامانه به طراحی شهری، به نمادی از موقعیتسنجی بازار تبدیل شدند. تمرکز بر نام تجاری محصول، بحثهایی را در مورد نقش معماری در ایجاد یک اثر هنری و سرمایهگذاری تجاری ایجاد کرده است و معماران و سازندگان را وادار میکند تا زیباییشناسی کلاسیک و سنتی را با امکانات و تسهیلات مالی متعادل کنند.

تصویر آسمانخراشهای ترامپ
تأثیرات فرهنگی و ایدئولوژیک بر شهرها
فراتر از سیاستهای ملموس، ریاستجمهوری ترامپ شکافهای فرهنگی و ایدئولوژیکی را گستردهتر کرده که توسعه شهری در ایالات متحده را شکل داده است. برای مثال، سخنان او در مورد مهاجرت، بر دیدگاه عمومی نسبت به شهرها بهعنوان مکانهایی برای ایجاد تنوع فرهنگی و فرصتهای اقتصادی تأثیر گذاشت. شهرهای پناهگاهی – مناطق شهری که همکاری با مجریان سازمان مهاجرت را محدود میکنند و اجازه سکونت مهاجران غیرقانونی را میدهند – به میدان جنگ در بحثهای هویت ملی، حکومتی و خودمختاری شهری تبدیل شدند.
علاوهبراین، دولت ترامپ شک و تردیدی را نسبت به مقررات زیست محیطی و تغییرات آب و هوایی ایجاد کرد که تأثیرات موقتی بر برنامهریزی شهری و معماری داشت. خروج از توافقنامه اقلیمی پاریس نشاندهنده عقبنشینی دولت از تلاشهایی برای رسیدن به پایداری بود و بسیاری از شهرها را وادار کرد تا خود اقدامات مستقلی انجام دهند. مراکز شهری بزرگ مانند نیویورک، لسآنجلس و شیکاگو استانداردهای ساختمان سبز، بهرهبرداری از انرژی تجدیدپذیر و استراتژیهای انعطافپذیری اقلیمی را برای مقابله با سکون دولت دو برابر کردند. این تنشها، نقش رو به رشد شهرها را به عنوان بازیگران مستقل در حل و فصل چالشهای جهانی، با تاکید بر تمرکززدایی از حکمرانی شهری برجسته کرد.

میراث نفوذ ترامپ بر معماری و توسعه شهری ماهیتی پیچیده و چندوجهی دارد. از یک سو، ریاست جمهوری او موضوعات هویت، زیباییشناسی و حکمرانی در معماری را مورد توجه قرار داده و بحثهایی را در مورد هدف و معنای محیط مصنوع پدید آورده است. از سوی دیگر، سیاستهای او بر چالشهای ایجاد تعادل بین پویایی بخش خصوصی و رفاه عمومی در توسعه شهری تاکید دارد.
با نگاهی به آینده، شهرهای آتی احتمالاً با ترکیبی از میراث معماری دوران ترامپ و روندهای متضاد و موازی شکل خواهد گرفت. فشار برای ایجاد معماری کلاسیک ممکن است منبع الهام برای بازنگری در سبکهای معماری تاریخی باشد، اما همچنان سوالاتی را در مورد فراگیر شدن و بازنمایی دوران معاصر در طراحی ایجاد میکند. به طور مشابه، تاکید بر مقرراتزدایی و سرمایهگذاری خصوصی باید با سیاستهایی که مقرون به صرفه بودن، برابری و پایداری را در اولویت قرار میدهند، کاهش یابد.
در نهایت، ریاست جمهوری ترامپ یادآور این نکته است که معماری و توسعه شهری حوزههای فکری بی طرف یا غیرسیاسی نیستند. شهرها و ساختمانها توسط ارزش های فرهنگی، ایدئولوژی های سیاسی و امکانات اقتصادی شکل میگیرند که نشاندهنده اولویتها و چالشهای زمان خود است. همانطور که برنامهریزان شهری، معماران و سیاستگذاران چالشهای قرن بیست و یکم – از تغییرات آب و هوایی گرفته تا نابرابریهای اجتماعی – را دنبال میکنند، به ناچار با میراث این دوره بحثبرانگیز و دگرگونکننده در تاریخ آمریکا دست و پنجه نرم خواهند کرد.
ستارگان معماری چه خواهند کرد؟
امکان همکاری معماران ستاره با دونالد ترامپ تا حد زیادی به ترکیبی از علایق تجاری، گرایشهای معماری و برداشتهای عمومی بستگی دارد. ترامپ، به عنوان یک اَبَرکمپانی املاک و مستغلات و رئیس جمهور ایالات متحده، سابقه توسعه املاک مجلل را دارد و با معماران و طراحان مشهور برای دستیابی به چشمانداز خود برای پروژههای برجسته کار کرده است. با این حال، عوامل متعددی بر تمایل معماران ستاره به همکاری با او تأثیر میگذارد:
عوامل حمایت کننده از همکاری:
- مقیاس و اعتبار پروژه: تحولات ترامپ اغلب شامل پروژههای مجلل در مقیاس بزرگ در موقعیتهای شهری برجسته است. معمار-ستارگانی که به خلق طرحهای نمادین شهرت دارند، ممکن است به سمت چنین فرصتهایی جذب شوند تا کار خود را در عرصه جهانی به نمایش بگذارند.
- مشوقهای مالی: کمپانی ترامپ به سرمایهگذاری منابع قابل توجه در املاک و مستغلات مشهور است. پروژههای پرمخاطب میتوانند برای معمارانی که به دنبال قراردادهای با منفعتهای مالی هستند جذابیت داشته باشند.
- همسویی با فلسفه طراحی: معمارانی که اولویت ترامپ را برای طرحهای مجلل و باشکوه درک میکنند، ممکن است تناسب بین دیدگاه زیباییشناختی و برند نام شخصی او را ببینند.
- پروژههای ماندگار: برای برخی از معماران، کار روی پروژه ترامپ میتواند به معنای مشارکت در پروژهای بسیار قابل مشاهده باشد که توجه را به خود جلب میکند و بخشی از کارنامه حرفهای آنها باقی میماند.
چالش های همکاری:
- نگرانیهای مربوط به شهرت: دونالد ترامپ یک شخصیت دوگانه است و ارتباط با او میتواند برای معماران، به ویژه کسانی که برای همسویی اجتماعی یا سیاسی در روابط حرفهای خود اولویت دارند، پیامدهای سوءشهرت داشته باشد.
- خودمختاری طراحی: ترامپ به مداخلهگر بودن و داشتن ترجیحات خاص در مورد زیباییشناسی طراحی معروف است. این امر ممکن است آزادی خلاقانه را محدود کند، که میتواند برای معمارستارگانی که برای استقلال ارزش قائل هستند، عهدشکنی در دانش و آموزههای شخصی باشد.
- ملاحظات اخلاقی: معمارانی که پایداری، فراگیری، یا ارزشهای مترقی را در اولویت قرار میدهند، ممکن است در همراستایی نام خود با نام تجاری یا چهرهای که ممکن است با آن اصول هماهنگ نباشد تردید کنند.
- ادراک عمومی: معماران باید در نظر داشته باشند که ارتباط آنها با ترامپ توسط مشتریان، همکاران و مردم چگونه خواهد بود. برای برخی، واکنش احتمالی ممکن است بیشتر از مزایای کار بر روی یک پروژه با مشخصات بالا باشد.
پیشینه تاریخی
در حالی که ترامپ در گذشته با معماران و طراحان مشهور مانند Der Scutt برای برج ترامپ کار کرده است، اکثر پروژههای او به جای نوآوریهای معماری، بر لوکس بودن و هویت برند تاکید دارند. برای معمارستارگان، به ویژه آنهایی که گرایشهای مدرنیستی یا آوانگارد دارند، ممکن است هماهنگ کردن فلسفههای طراحی خود با رویکرد سنتیتر و متمرکز بر عظمت مد نظر وی دشوار باشد.
تصمیم معمارستارگان برای همکاری با دونالد ترامپ در نهایت به تعادل بین آرزوهای حرفهای، انگیزههای مالی و ارزشهای شخصی یا برند بستگی دارد. در حالی که برخی ممکن است آن را فرصتی برای به جا گذاشتن اثر خود در یک پیشرفت برجسته بدانند، برخی دیگر ممکن است به دلیل نگرانیهای اخلاقی، خلاقانه یا شهرت از این ارتباط اجتناب کنند.


نتیجه گیری
تأثیر دونالد ترامپ بر معماری و توسعه شهری، جزئی از تأثیر گستردهتر او بر جامعه آمریکا است – تکقطبی، نمادی از ارزشهای خاص، و کاتالیزور برای شروع بحث. چه از طریق آسمانخراشهای مجللی که نام او را بر خود دارند و چه از طریق سیاستهایی که ساختمانهای فدرال و سرمایهگذاری شهری را شکل دادند، تأثیر ترامپ بر محیط مصنوع غیرقابل چشمپوشی است. همانطور که شهرها در پاسخ به تغییرات فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی به تکامل خود ادامه میدهند، درسهای دوران ریاستجمهوری او به عنوان یک مطالعه موردی در تعامل پیچیده بین سیاست، معماری و شهرسازی عمل خواهد کرد.